فروش یا خرید بک لینک دائمی

جمعه 31 فروردین 1397 06:37 ب.ظ


کتاب خوانی کتاب «قصه‌های آقاجان» چاپ شد

چهارشنبه 29 فروردین 1397 04:47 ق.ظ

کتاب «قصه‌های آقاجان» چاپ شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

  • کتاب «قصه‌های آقاجان» چاپ شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

    به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب داستانی «قصه‌های آقاجان» نوشته پیمان شیخی به تازگی توسط نشر هنر پارسینه منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    شیخی این کتاب را پس از انتشار دو اثر پژوهشی  «تماشاخونه‌های طهرون» و «خاطره‌بازی پیشکسوتان تئاتر» به چاپ می رساند. «قصه‌های آقاجان»، شامل ۲۰ داستان کوتاه واقعی است.

    داستانک های این کتاب، درباره پدربزرگ، مادربزرگ، شخص نویسنده و بخشی از خاطرات دوستانش هستند. به تعبیر نویسنده، ویژگی مشترک این داستان ها، حضور و مهربانی خداوند است.

    پیمان شیخی متولد سال ۵۳ است که طی سال های ۸۰ تا ۸۲ دو فیلم کوتاه «قصه تکراری» و «معجزه» و فیلم مستند «آسمان آبی، آسمان سیاه» را کارگردانی کرده است. شیخی از سال۸۰ با گذراندن دوره خبرنگاری در صداوسیما به خبرنگاری پرداخته و تاکنون با باشگاه خبرنگاران جوان، روزنامه‌های اعتماد، کار و کارگر، شرق، وطن امروز، ایران، بانی‌فیلم، مردم‌سالاری، مجلات هنر زندگی، دنیای جوانان، اطلاعات هفتگی و ... همکاری داشته است. او همچنین مواردی از عکاسی تئاتر را در کارنامه دارد.

    شیخی در برنامه مختلف تلویزیونی و رادیویی به عنوان مجری فعالیت کرده و هم‌اکنون اجرای برنامه علمی‌آموزشی «فرصت برابر» در شبکه آموزش سیما را به عهده دارد.

    در بخشی از نخستین داستان کتاب «قصه‌های آقاجان» می‌خوانیم:

    «مرد می‌گفت: شیش سالم بود که پدرم مرد، بهش می‌گفتن کریم‌مومن، خیلی مومن بود، واسه خاطر همینم این لقبو روش گذاشته بودن. مرد می‌گفت:کریم‌مومن فرش‌فروش بود/ وقتی هم که مُرد سروکله یه عده پیدا شد که طلبکار بودن/ نازی‌خانم مادرم بود که بهش می‌گفتیم آبا / آبا از حساب‌کتاب سر درنمی‌آورد/ آخه زن خونه بود/ اون‌وقتا مث الان نبود/ بعد مشروطه بود و اوایل حکومت رضاخان/ خلاصه هرکی هرچی گیرش اومد جای طلبش برد و من و آبا و رحیم، داداش‌کوچیکم و رقیه‌سلطان خواهر بزرگم که بهش می‌گفتیم خان‌باجی، موندیمو یه عالمه مسئولیت. آبا از طریق یکی از آشناها منو گذاشت توی بازار کفاشای خیابون تربیت تا شاگردی کنم/ شاگرد خوبی بودم/ با هوش و فرز/ خرجی بخور و نمیری درمی‌آوردم/ آبا هم با آبرو زندگی رو می‌چرخوند. مرد می‌گفت: یه روز صبح زود توی راه بازار کفاشا بودم که دیدم مردم خلاف جهت من دارن میان و هراسانن/ به راهم ادامه دادم که یه دفعه دیدم یکی از مردم با عجله و کمی هم غیض اومد طرفم که: بچه کجا داری می‌ری؟ گفتم دارم می‌رم بازار/گفت نمی‌تونی بری، خیابونو سیل برداشته/گفتم باید برم/ آخه اگه دیر کنم اوستام باهام دعوا می‌کنه...».

    این کتاب به تازگی با شمارگان ۵۰۰ نسخه منتشر شده است.


«شب یوری» در آسمان نمای گنبد مینا برگزار می‌شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

  • «شب یوری» در آسمان نمای گنبد مینا برگزار می‌شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

    به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با پنجاه و هفتمین سالگرد پرتاب نخستین انسان به فضا، مراسم پاسداشت یوری گاگارین امشب ۲۳ فروردین ماه از ساعت ۱۸ در محل آسمان نمای گنبد مینا برگزار خواهد شد.

    یوری گاگارین نخستین فضانوردی است که در ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ (۲۳ فروردین ۱۳۴۰) با کپسول فضایی وستوک ( Vostok) به فضا پرتاب شد و به سلامت به زمین بازگشت.  برای نخستین بار در سال ۲۰۰۱ میلادی مراسم بزرگداشت این رویداد تاریخی با عنوان «شب یوری» در بسیاری از شهرهای جهان و همزمان در ایران برگزار شد.

    امسال این مراسم به میزبانی آسمان نمای گنبد مینا و گروه علمی و آموزشی آسمان شب ایران با برگزاری برنامه های متنوع همراه خواهد بود.

    در این روز بازدید از فضای داخلی آسمان نما، مدل‌های ماهواره ها و ماهواره‌برها به همراه توضیح کارشناسان این بخش اجرا خواهد شد و در ادامه پخش فیلم سفر به ماه و پرواز یوری گاگارین و سالگرد پرواز نخستین شاتل فضایی با توضیحات تکمیلی خسرو جعفری‌زاده کارشناس نجوم ارائه می‌شود.


خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

  • خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

    کمی آن سوتر از شلوغی های پایتخت، مهران و خانواده اش با هزار امید و آرزو زندگی را در شهرستان مراوه تپه سپری می کنند. از سالها قبل بیماری پوستی «پسوریازیس» طعم زندگی را به کام مهران تلخ کرده، اما او با معجزه عشق، دوباره با زندگی آشتی میکند و در کنار همسرش «شکوفه» تمام نگاه های سنگین و طعنه هایی را که  به خاطر ضایعات پوستی اش از این و آن شنیده بود به دور ترین صفحه های تقویم ذهنش سپرد. سرچشمه همه این صبر و استقامت ها، امید به در آغوش کشیدن فرزندشان بود تا او مرهمی بر تمام زجرهایی که تحمل کرده بودند باشد. اما شوربختانه فقر فرهنگی و راهنمایی های غلط، همه آرزوهای مهران را نقش بر آب کرد.
    مهران تصور میکرد که در خانواده اش او تنها اسیر این جنگ نابرابر است و دخترش که به دنیا بیاید، لذت بردن از نور آفتاب، بی دغدغه حاضر شدن در جمع آدم ها و داشتن پوستی صاف، آرزویش نخواهد بود غافل از اینکه زندگی باز هم با او سر ناسازگاری برداشته بود و رویاهایش رنگ واقعیت نگرفتند.
    سه ماه از تولد «مهنّا» که گذشت ردپای همان بیماری بی رحم بر پوست نازک دخترک ظاهر شد و با بیشتر شدن ضایعه های پوستی شانه های نحیف مهران و شکوفه که تحمل رنجی به این سنگینی را نداشت خمیده تر میشد. حالا که مهنّا یکساله شده در عمق چشمانش دریایی از آرامش موج می زند، اما همین که پا روی زمین می گذارد درد به جانش چنگ می اندازد و آرام و قرارش را می برد.
    پزشک ها گفته اند اگر در همین سن و سال کم، روند درمانی درستی برای مهنا طی شود، بیماری اش قابل کنترل خواهد بود، اما هر روز که می گذرد دیرتر می شود. مهران توان کاری به جز مسافرکشی آن هم در ساعت هایی محدود از روز را ندارد و نمی تواند از پس مخارج درمان دخترش بر آید. شکوفه هم که با وجود ۱۸سال سن، علاوه بر مراقبت طاقت فرسا از مهنّا نگهداری از پدر پیرش را هم بر عهده دارد.
    با همه این احوال، مهران و شکوفه قصد پا پس کشیدن ندارند. آنها روی هر چه ناامیدی را سفید کرده اند و قرار است به همین زودی ها طلاهای ناچیز شکوفه را بفروشند و راهی تهران شوند تا مراحل ابتدایی درمان مهنّا آغاز شود، به این امید که زندگی روی خوشش را نشانشان دهد و برای ادامه مسیر درمان مهنّا دست های مهربان  کسانی که دغدغه نشاندن گل خنده را بر لبان بیماران دارند به سوی شان گشوده شود تا بتوانند از پس هزینه های درمان او برآیند و دویدن های سرخوشانه مهنّا زیباترین تصویری شود که در قاب چشمانشان نقش خواهد بست.


پردیس «شهرک» میزبان عطاران و ۲ بازیگر ارمنستانی «مصادره» می شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

  • پردیس «شهرک» میزبان عطاران و ۲ بازیگر ارمنستانی «مصادره» می شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پردیس سینمایی «شهرک»، رضا عطاران به همراه دو بازیگر زن ارمنستانی میلنا واردانیان و آلیسا میلکستیان روز سه شنبه ۱۴ فروردین در ۲ سانس ویژه ۱۴ و ۱۵:۳۰ در پردیس سینمایی «شهرک» با مردم دیدار می کنند.

    این فیلم نخستین تجربه کارگردانی مهران احمدی به شمار می آید که توسط محمد حسین قاسمی تولید شده است و علاوه بر عطاران چهره هایی چون هومن سیدی، بابک حمیدیان، مزدک میرعابدینی و هادی کاظمی در آن بازی می کنند.

    علاوه بر اختصاص ۲ سانس ویژه نمایش فیلم «مصادره» در پردیس سینمایی «شهرک»، دست اندرکاران اجرایی این پردیس سه سانس ۱۶، ۱۷:۳۰ و ۱۸ را نیز در جدول اکران تعریف کرده اند.


نقش بسیار مهم زنان در حمایت از کالای ایرانی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

  • نقش بسیار مهم زنان در حمایت از کالای ایرانی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، الهه ایرج زاده، استاد دانشگاه و حقوقدان گفت: زنان در اقتصاد خانواده نقش کلیدی و مؤثری دارند و الگوی مصرف خانواده را مدیریت می‌کنند و بر اساس فرهنگ ارزشمند ما، زنان ایرانی نیز در اقتصاد خانواده و مدیریت اقتصادی نقش مهمی دارند.  در توسعه پایدار اقتصادی و محقق شدن عدالت اجتماعی، چنانچه به زن به عنوان نیروی فعال و سازنده نگریسته شود، به طور قطع تأثیر بسیاری در افزایش کمّی و کیفی اهداف متعالی آن جامعه خواهد داشت و با توجه به این که نیمی از کل جمعیت جهان را زنان تشکیل می دهند و اغلب فعالیت های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در سطح جامعه به دست زنان صورت می پذیرد، بنابراین می توانند نقش مهم و تاثیر گذاری در اعتلای آن جامعه داشته باشند.

    ایرج زاده ادامه داد: در واقع رفتارهای مثبت اقتصادی، چگونگی برنامه های اقتصادی و الگوهای مصرف فرزندان که بر اقتصاد کشور نیز تأثیر گذار است به طور اساسی از رفتار مادران الگو پذیری می کند و زنان باید با فرهنگ سازی و نهادینه کردن فرهنگ حمایت از تولید داخلی و پرهیز از اسراف در تحقق شعار سال گام اساسی بردارند. جایگزینی کالای ایرانی در خانواده ها وظیفه جهادی زنان است. این موضوع موجب رونق اقتصادی کشور و حل مشکل بیکاری جوانان می شود. حمایت از تولید ملی و کالای ایرانی باید با یک تغییر ذائقه فرهنگی به صورت جهادی انجام شود و هر خانواده ای که می خواهد کالای خارجی را به کالای ملی ترجیح دهد باید در نظر بگیرد که این کار موجب رکود تولید ملی می شود و خانواده ها از این موضوع متحمل زحمت می شوند، زیرا بازار تولید ایرانی به سمت ورشکستگی می رود. بنابراین خانواده ها باید توجه کنند که رونق اقتصادی کشور موجب ایجاد اشتغال و کاهش تورم می شود و حل مشکل بیکاری تعداد زیادی از جوانان را به همراه خواهد داشت. 

    این حقوقدان با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری نسبت به این موضوع که سهم مردم در تحقق این شعار را همانند سهم مسؤولان می دانند گفت: برنامه های فرهنگی و آشناسازی زنان با ابعاد اهمیت پیام نوروزی رهبری می تواند موضوع تربیت فرزندان به عنوان آینده سازان کشور قرار گیرد و در میان مردم نقش زنان از همه برجسته تر است و با توجه به جایگاهی که در خانواده و جامعه دارند باید پیشتاز حمایت از کالای ایرانی باشند.


علاقه آقای مجری به افسانه‌ها/ گشت‌وگذار در دنیای جن و پریان - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

  • علاقه آقای مجری به افسانه‌ها/ گشت‌وگذار در دنیای جن و پریان - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: کتاب داستانی «سه قصه» نوشته ایرج طهماسب که بهمن ماه سال ۹۵ توسط نشر چشمه منتشر شد، در برگیرنده چند قصه کوتاه از این کارگردان و بازیگر است که بیانگر علاقه و روش‌های مورد نظر وی برای قصه‌گویی و روایت، و همچنین بیان مقصود و محتوا است.

    این کتاب بدنه‌ای به نسبت واحد و منسجم دارد و به غیر از داستان سوم که زبانی متفاوت از دیگر قصه‌ها دارد، از نظر محتوا و زبان روایت، پیکره‌ای یک دست دارد. آن چه از مطالعه این کتاب دستگیرمان می‌شود، این است که طهماسب علاقه زیادی به اساطیر و افسانه‌ها و فضای داستان‌های جن و پری گونه دارد. همچنین حرف مورد نظرش را با صراحت و به طور مستقیم بیان نمی‌کند و به استفاده از این عناصر برای بیان مفهوم موردنظر یا پیامی‌که می‌خواهد، پایبندی دارد.

    اولین داستان کتاب «بالشی پُر از پَر سفید» داستانی کودکانه و در عین حال برای مخاطبان بزرگسال است. همان‌طور که پوریا عالمی‌ در مقدمه کوتاهش بر کتاب اشاره کرده، داستان‌های طهماسب شاید به ظاهر برای بچه‌ها نوشته شده باشند، اما مخاطبان آن‌ها در گروه سنی ویژه‌ای جا نمی‌گیرند. این داستان مرگ را از دید یک بچه با بیانی شاعرانه روایت می‌کند. البته شاید بهتر باشد از عبارت مواجهه با مرگ استفاده کنیم چون راوی کودک داستان، مرگ را توصیف نمی‌کند بلکه مردن خاله رعنا را روایت می‌کند؛ آن هم با عدم آگاهی از این که رویداد رخ داده، مرگ بوده است. چون در حالت ایده‌آل و کودکانه ضمیر انسانی که به سنین بزرگسالی نرسیده و آلوده به گناه نشده، مرگ نمی‌تواند پدیده ای بد و ناخواستی باشد.

    به هر حال، آن چه در نثر این داستان کوتاه جلب توجه می‌کند این است که نویسنده در صدد جلب نظر مخاطب از طریق رندی و بهره جویی از تعلیق نبوده است. گویی داستانش را فقط و به طور انحصاری برای بچه‌ها نوشته است. به عنوان نمونه در صفحه ۲۰، هنگامی‌که راوی به خواب می  رود، مرز بین خواب و واقعیت به خوبی مشخص است و مخاطب متوجه می‌شود که از چه مقطعی به بعد مشغول مطالعه روایت راوی از خواب دیدن است. البته مخاطب این را می‌داند و شخصیت راوی دارای این خودآگاهی نیست. این کُد و آگاهی از طرف نویسنده در فراز دیگری هم به خواننده داده می‌شود؛ همان مقطعی که خاله رعنا گریه می‌کند و می‌گوید من باید بخوابم (یعنی باید بمیرم)

    در داستان بعدی «خروس سفید» هم که مانند داستان اول در سال ۶۵ نوشته شده، با پدیده تبدیل انسان به موجودی ماورایی روبه رو هستیم. هر دو داستان با مفاهیم جن و پری و تبدیل شدن انسان به حیوان و بالعکس همراه هستند. پیش از تشریح این داستان، اگر آن را به عنوان یک پیام رمز تلقی کنیم، می‌توان از جمله ای که نویسنده پیش از شروع متن داستان استفاده کرده، به عنوان کلید رمزگشایی استفاده کنیم: «وقتی دریچه‌های وهم بر انسان باز شود وای بر آن کس که جاهل باشد.» این داستان به‌طور مشخص در گروه ادبیات وهمناک و تا حدودی ادبیات وحشت جا دارد.

    با خواندن دو داستان ابتدایی کتاب متوجه می‌شویم که طهماسب، علاقه‌مند به ژانر داستان‌های پریانی است یا حداقل تا سال ۶۵ بوده است. در «خروس سفید» هم تلفیق خیال و واقعیت، پیش برنده بدنه داستان است؛ درست همان کاری که کودکان با بهره‌گیری از قوه تخیل خود انجام می‌دهند. اما در این داستان یک پیرمرد سن و سال دار است که با خیالاتش درگیر است. از دیگر مواردی که می‌توان آن را از علاقه‌مندی‌های ایرج طهماسب در حوزه داستان نویسی عنوان کرد، رفت و برگشت بین رویا و واقعیت و خلق فانتزی است. ذکر این نکته هم بی‌لطف نیست که شیوه روایت دانای کل او در این داستان، تنها این عبارت را در ابتدای داستان کم دارد که «یکی بود و یکی نبود...»

    علاوه‌بر کلیت غوطه وری در رویا و واقعیت، راوی این داستان، به‌طور مستقیم هم به این مساله اشاره می‌کند. این اتفاق در صفحه ۴۰ رخ می‌دهد. هنگامی‌که رحمان (پیرمرد داستان) پای منبر روحانی مسجد نشسته و غرق گوش دادن است. «رحمان دیگر حرف‌های ملا را نمی‌شنید و در خیال فرو رفته بود...» این اشاره مستقیم، از جمله نمونه‌هایی است که در آن، مرز بین خیال و واقعیت به طور صریح و مشخص، معین شده است. در برخی فرازهای دیگرِ داستان‌های این کتاب هم این اتفاق نمی‌افتد و نویسنده مرزی بین رفت و آمد در فضای تخیل و واقعیت نمی‌گذارد که البته تشخیصش چندان دشوار نیست و تلاشی برای تعلیق و سردرگم کردن مخاطب صورت نگرفته است.

    به طور خلاصه برای مخاطبی که این داستان را نخوانده باید گفت که محتوایش درباره فکر و خیال‌های پیرمردی است که خروسی را از پیرزنی خریده و پیرزن گفته این خروس را نکش چون یک پری است. حالا خروس در حیات خانه پیرمرد است و گاهی رفتاری عجیب و مالیخولیایی گونه از خود نشان می‌دهد که موجب بروز شک و گاهی یقین در پیرمرد می‌شود. اما پایان داستان، تعلیق دارد که کدام یک از پیرمردها به خاطر کشتن خروس، می‌میرد. یوسف دوست رحمان که خروس را کشت یا خود رحمان که گذشته ای مرموز و همسری داشته که ممکن است زنی اثیری و پری شده باشد؟

    اگر به همان کد یا کلید رمز این داستان رجوع کنیم، وقتی دریچه‌های وهم بر انسان باز می‌شود، اگر جاهل باشد، وای بر اوست! در این داستان، دریچه‌های وهم بر رحمان باز می‌شود اما گویی قصد مبارزه و تقابل با آن را دارد و چندان دل به بازی تخیل و وهم نمی‌دهد. بنابراین کیفرش ظاهرا همان مرگی است که به طور مرموز در پایان داستان روایت می‌شود. البته از این جمله می‌توان برای کدگشایی از داستان اول کتاب هم بهره برد. آدم بزرگ‌ها به طور عمومی‌از وهم و تخیل خوششان نمی‌آید ولی بچه‌ها (یعنی مخاطبانی که ایرج طهماسب با آن‌ها سروکار داشته و دارد) از غوطه خوردن در امواج توهم لذت می‌برند و لحظات زیادی را در فضای وهم و تخیل سر می‌کنند. بنابراین شاید مختصر و مفید پیام دو داستان ابتدایی کتاب این باشد که «آی آدم بزرگ‌ها، کودکی از سر بگیرید!؛ همان دورانی که در آن پاک بودید و به واسطه همین پاکی، توانایی ورود به دنیای وهم و خیال را داشتید» طهماسب در ابتدای کتاب به این مساله اشاره می‌کند که خواندن این داستان‌ها برای دوستانی که تنها یک چهره از او را شناخته اند، جالب تر است. چهره ای که به طور عمومی‌از طهماسب سراغ داریم، یک مجری برنامه‌های تلویزیونی کودکان است اما او علاقه مند رویابازی و رویا سازی است و همین چهره است که در این کتاب از خود نشان می‌دهد.

    چهره دیگری که این داستان نویس در کتاب «سه قصه»، روپوشش را بر می‌دارد، یک علاقه مند به ادبیات و بازی‌های زبانی است. او در داستان «ماه بر پیشانی» ، روایتی شاعرانه و متکلف تر از دو داستان پیشین و داستان پسین ارائه می‌کند. او در این داستان با بهره گیری از افسانه ماه پیشونی و نثری شاعرانه در پی نشر پیامی‌انسان دوستانه و محبت آمیز است. خلاصه این پیام، همان جمله‌ای است که پیش از شروع داستان، در پیشانی اش و پایین عنوان آن درج شده است: «در مذهب مسیح آمده است خدا محبت است.» آدم‌هایی که قصه شان را در این داستان می‌خوانیم، در مواجهه با ۴ سوار پری گون که از ماه آمده‌اند، و قرار است آرزوهای آن‌ها را برآورده کنند، ابتدا کودکی کرده و آرزوهایی در ارتباط با خودشان می‌کنند؛ مثلا خانه‌ای با دیوار سفید نه کاهگلی یا فوجی از گوسفندان سفید و ... اما پس از لحظاتی که آرزوها یک به یک برآورده می‌شوند، شروع به بدخواهی و طلب بدی برای دیگری می‌کنند. به همین دلیل وضعیت به حالت پیشین برگشته و همه آرزوها نقش بر آب می‌شوند. تنها کسی که آرزوی بد نمی‌کند، دختر ماه پیشانی است که سخنان کوتاهش، حاوی همین پیام مسیح و انسان دوستی است.

    داستان آخر کتاب «سرگذشت فنچ‌ها» سال ۷۰ نوشته شده و خلاف داستان پیشین که زبانی متفاوت داشت، فضای شکل گیری اش با دیگر داستان‌ها متفاوت است. این داستان را می‌توان در گروه ادبیات تعلیمی‌طبقه بندی کرد که صفحات ابتدایی اش رگه‌هایی از رمانتیسیسم و سبمولیسم را به طور توام دارد و زبان نمادین اش در خدمت محتوایی تعلیمی‌است. مفهوم مورد نظر از روایت این داستان هم در جمله پایانی و نتیجه گیری رفتارشناسی شخصیت دو فنچ کوچک، نهفته است: «همه می‌پندارند که تقدیر درها را به رویشان بسته است اما خواهیم دانست که درها را خود به روی خود بسته ایم.» فنچ‌های این داستان پس از فراز و فرود بسیار (سرمای کشنده زمستان و نجات از جنگل کلاغ‌های سیاه) به خانه ای بزرگ پر از قفس پرندگان می‌رسند که همه امکانات رفاهی را دارد و در قفس‌هایش هم بسته نیستند اما وقتی وارد قفس می‌شوند دیگر نمی‌توانند از قفس بیرون بیایند و به نوعی با آن خو می‌گیرند که رفتارشان آینه دارِ کردار آدم‌هایی است که از شرایط محیطی و تقدیرشان گله مند اند اما تلاشی برای خروج از وضعیت فعلی ندارند.

    مطالعه «سه قصه» ی ایرج طهماسب برای بچه‌ها و نوجوانان این فایده را دارد که اشتباهاتی که شخصیت‌های داستانی کتاب می‌کنند، مرتکب نشوند و در واقع از داستان‌های این کتاب درس بگیرند. برای آدم بزرگ‌ها هم مانند آینه ای است که رفتار گذشته شان را به آن‌ها نشان می‌دهد.


برد آرژانتین مقابل ایتالیا در غیاب مسی/ ادامه بحران در آتزوری - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic